شطحيات عموقاسم




2
همين الان خباز اومده و بالای سر من رو گرفته که بريم شهرک شهيد محلاتی ( همون جايی که آقاجان ساعت 7-8 سخنرانی دارن ). ميگه که من هم باهاش برم. نمی‌دونم که چی شد که دلم هوای آقاجان رو کرد. اين خباز هم که الان نشسته و تايپ کردن من رو می‌بينه عجب آدميه ها!!! خدا حفظش کنه...

H   O   M   E

پنجره عمو